کان عقیق نادر ارزان

هر چند مفلسم! نپذیرم عقیق خُرد / کان عقیــق نــادر ارزانم آرزوست


جیبم خالی و دلم پُر . با خودم فکر میکنم عجب اندوخته هایی دارم من! یادمه یه روز به یه رفیقی گفتم:

من به چیزهای خیلی ارزشمند فکر می کنم که داشتنشون آدمی رو از داشتن خیلی چیزای دیگه بی نیاز میکنه. به دنبالشون هستم و اما زمانه نمی ذاره که داشته باشمشون نذاشته و نمی ذاره . اما رفیق! حالا که روزگار نمی ذاره چیزهای ارزشمند داشته باشیم بذار چیزایی که نداریم ارزشمند باشند. دیگه اینو که روزگار نمیتونه ازمون بگیره.!!!


این شعر مولوی توش غنایی هست از این دست که گفتم. کان عقیق نادر ارزانم آرزوست. می فهمی عزیز؟

/ 1 نظر / 145 بازدید